ماه مهر...
با عرض پوزش فراوان اول از دخترک نازم نیکا جون و بعد از دوستان بخاطر اینکه اینقدر دیر وبلاگ رو آپدیت کردم. راستش اتفاقات زیادی توی این دو ماه افتاد که هرکدوم به نوعی منو درگیر کرده بودن. مهمان داشتن، مهمانی رفتن، مسافرت، مشغله های کاری و ..... و در آخر تنبلی و خستگی.
سعی میکنم تمام عکس ها و اتفاقات رو اینجا بنویسم که مبادا توی شلوغی روزگار از خاطرم گم بشن.
اول از همه مهر ماه رو مینویسم:
دخترم شروع کرده به کمک دادن به مامانی. البته کمکاش بیشتر خرابکاری هستن تا کمک ولی همین که به شوق کمک میاد و چیزی رو میشکونه برام لذت بخشه. بهش گفتم برو زیراندازت رو بذار کنار یخچال. نیکاجون هم زود اونو برداشت و بعد از چندلحظه دست خالی از آشپزخونه اومد بیرون. بعد از 1 ساعت که میخواستم میوه بیارم با این صحنه مواجهه شدم:

نیکا خانم عاشق پف فیله. وقتی براش درست میکنم اینقدر ذوق میکنه و از ذوق همه رو رو زمین پخش میکنه. بهش مگم دختری چرا میریزی رو زمین زود قهر میکنه و اشکاش سرازیر میشن.


عشق کوچولوی من اصلا اجازه نمیده گل سر به موهاش بزنمو چون موهاش لخته حالت نمیگیره و مدام موهاش جلوی چشماشو میگیره به خاطر همین خودم در نقش آرایشگر موهاشو کوتاه کردم.




ماه مهر... 



